سال 1391هجری شمسی مبارک باد.

نیما و شهریار

رازی است که آن نگار می داند چیست

                                           رنجی است که روزگار می داند چیست

آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوست

                                            من دانــم و شــــهریار می داند چیست

                                                                                   کلیات نیما ص 530

من به گهواره ی حافــظ که چون طفل نازم

                                                 خواب افســانه ربود و عجبــم رویا بود

                                                                               کلیات شهریار جلد یک ص 309

 

 

پای شمع شبستان دو شــــاعر         تنگ هم چون دو مـــرغ دلاویز

مهر بر لب ولی چشم در چشم         بــــا زبـــان دلی ســحر آمــیز

خوش به گوش دل هم ســـرایند        دلکش افسانه هایی دل انگیز

                           لیــــک بر چهره ها هاله غــم

وای یــــــارب دلی بــــود نــــیما         تــــکه و پاره،خـــونین و مـالین

پــــــاره دوز و رفـــوگر در آنــــجا         تیـــــرهای ستم زهــــر آگـــین

خونفشان چشم هر زخم،لیکن         هم در او بــرقی از کیفر و کین

                       گفت نیما همین لخته خون است

                                                                      کلیات شهریار جلد یک ص 526

 

عشقی که بود محرم اســـرار ما به کار

                                              عشقی نمود و عشق دگر را گرفت پیش

                                                                                                کلیات نیما،ص 584

و شهریار سرود:

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

                                              او بود مرد عشق که کس نیست مرد او

                                                                                   کلیات شهریار، جلد یک ص 285

 

نیما در بندی از منظومه مذکور سروده بود:

ای نگارین شهریار،شهر دلبندان!

در شبستان تو نیز آن شمع

با پریده رنگ خود تنها از آن غمگین می افزود

که به یاد روزگارانی،چو صحبت را می آغازی

از تو اندر آتش حسرت،جگر سوزد...                          (جلد یک،ص 526)

CPR  

احیای قلبی ریوی یک مانور حیات بخش می باشد که بکمک آن تنفس و گردش خون فرد آسیب دیده حفظ می شود تا از نرسیدن موادغذایی و اکسیژن به مغز او و مرگ مغزی در فرد جلوگیری شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اغلب مردم از مواجه شدن با موقعیت اورژانس متنفرند البته این موضوع بیشتر به این سبب نیست که نمی خواهند،‌ بلکه آنها نگرانند که ندانند چه انجام دهند .

 

ادامه نوشته

كاتتر پورت وریدی

كاتتر پورت وریدی برای تزریقات مكرر
بیمارانی كه نیاز به نمونه گیریهای مكرر خون ، تزریقات مكرر خون و سرم و شیمی درمانی دارند ، با استرس تزریقات مكرر روبرو هستند و برای وصل یك سرم چندین محل برای یافتن رگ مناسب استفاده میشود كه این مسئله به استرس بیماری زمینه ائی افزوده میشود.


سالهاست استفاده از كانتر های وریدی ، بایک یورت زیر جلدی به منظور دسترسی آسان به رگ و ممانعت از تزریقات مكرر در بیماران نیازمند اینگونه مداخلات پزشكی انجام میشود. این كار راحتی و آسایش بیشتری برای بیماران و همراهان بیمار به خصوص خردسالان كه عموما از تزریق وحشت دارند به ارمغان می آورد.

در این روش پس از یك بیهوشی كوتاه مدت یا بی حسی موضعی یك كانول سیلیكونی داخل عروق قرار میگیرد وسپس یك یورت كوچك متصل به این كانون در زیر پوست در منطقه ایی كه برای دستیابی آسان است گذاشته میشود به این طریق از این وسیله میتوان جهت نمونه گیری خون تزریق داروها به ویزه داروهایی كه تزریق آنها در عروق محیطی خطرناك است استفاده کرد .


تزریق سرمهای قندی با غلظت بالا ، تغذیه وریدی در بیمارانیكه امكان تغذیه دهانی ندارند با این وسیله ممکن است

در صورت مراقبت درست این وسیله تا 2-3 سال و برای 400 الی 500 تزریق قابل استفاده است

 


فوتبالیست‌ها در فیس بوک

برخی فوتبالیست‌ها در فیس بوک و شبکه‌های اجتماعی فعالیت پررنگی دارند، به گونه‌ای که این روزها، دامنه گسترش خود را بیش از پیش افزایش داده‌اند و حتی ردپای آن در فوتبال ایران هم دیده می‌شود.

به گزارش «تابناک»، ورزش به ویژه فوتبال با توجه محبوبیت‌هایی که در میان گروه گسترده‌ای از مخاطبان خود دارد، نگاه سیاسی و اقتصادی را هم به خود جلب کرد و ادغام آن با سیاست و اقتصاد، موجب شد سرمایه‌گذاری‌های بسیاری در حوزه‌های گوناگون ورزشی بشود و پول‌های هنگفتی به جیب ورزشکاران و مسئولان برود، تا جایی که در گوشه‌ای از دنیا، کشوری برای جلوگیری از ورشکستگی اقتصادی، ستاره فوتبال خود را به کشور دیگری می‌فروشد.
ادامه نوشته

دانستنی های علمی جالب!

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
...

ادامه نوشته

روانشناسی بر اساس گروه خونی

روانشناسی بر اساس گروه خونی

افرادی که گروه خونی آنها O است:

خوش بین خوش فکر و سرزبان دارند می توانند با هر گونه

تغییر مطابقت شوند گلیم خود را از آب می کشند با اراده

و صمیمی اند بر اعصابشان مسلطند دلشان می خواهد

خوب زندگی کنند دنبال پول نیستند و مسئولند

افرادیکه گروه خونی آنها B است

موفقیت ویژه ای دارند انسانهایی رک گو بی پرده و با اراده و جسوری هستند.

صریح و جدی حرف میزنند و راحت عمل می کنند از حیث درونی کاملند و تحت تاثیر

قرار نمی گیرند نقابی از خشونت دارند افرادی سخاوتمند بلند نظر خودرو پرکار پر شور و فعالند.

نگرانی و کم حوصلگی خصوصیتی است که گاهی گریبانگیرآنها می شود

دوستان زیادی ندارند و دیر می جوشند در زمینه کار مثبت و جاه طلبند کنار آمدن

با آنها آسان نیست

افرادیکه گروه خونی آنها A است:

افرادی هستند که در طول زندگی تغییرات زیادی در اخلاق خود دارند زمانی پر تلاش

مبتکر و پرهوشند و زمانی بی حوصله و بی تفاوت.

معمولا کمرو و تاثیر پذیرند و در مقابل افراد جدید خوب عمل نمی کنند زیاد به کسی

اعتماد ندارند و دیر دوست میشوند از دورویی و تظاهر متنفرند ریسک نمی کنند

بدون مطالعه و تحقیق دست به عمل نمیزنند. در مشاغل حساسی همچون مدیرکلی

بانکداری و ... موفقند.

افرادی که گروه خونی آنها AB است:

بی نهایت حساس زود رنج و عصبیند و همیشه تحت تاثیرند

بی ثبات به نظر میرسند گاهی با حرارت و پرشورند و گاه 180

درجه تغییر میکنند روحیه انعطاف دارند و سرشار از ذوقند از بذل

و بخشش لذت میبرند و از کمک به دیگران کوتاهی نمیکنند آنها

سخنوران خوبی هستند در مشاغلی همچون پزشکی پرستاری

مددکاری و وکالت موفقند

 

داستان کوتاه

شخصی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید
.........

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

آری من مسلمانم.....

ادامه نوشته

حرف حساب!!!!!!

 

چنيــن گفت شوريده اي در عجم       

 

بــه كسـري كه اي وارث ملك جم

 

اگـر ملك بــرجم بمــاندي و بخت

تــرا كي ميسّر شـدي تاج و تخت

 

اگــر گنــج قـارون به دست آوري

نمــاند مگــر آنچـه بخشي، بــري

 

چــو الب ارسـلان جان به جانبخش

پســر تــاج شـاهي به سر برنهاد

 

بــه تــربــت سپــردنش از تاجگاه

نــه جــاي نشستــن بـُد آماجگاه

 

چنيــن گفت ديــوانه اي هوشيار

چــو ديــدش پسـر روز ديگر سوار

 

زهي مُلــك و دوران ســر در نِشيـب

پــدر رفــت و پــاي پسـر در ركيب

 

چنينــــست گـــرديـــدن روزگــار

سبــك سيــر و بـد عهد و ناپايدار

 

چــو ديرينــه روزي ســـرآورد عهـد

جــوان دولتي ســربـــر آرد ز مهد

 

مَنِــه بـر جهان دل كه بيگانه ايست

چو مطرب كه هر روز در خانه ايست

 

نــه لايـــق بـــود عيش بــا دلبـــري

كــه هــر بــامدادش بود شوهري

 

نكـويي كن امسال چون دِه تراست

كــه ســال دگر، ديگري دهخداست

 


به روز مرگ چو تابوت من روان باشد /گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

فرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگر/غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست؟/چرا به دانه انسانت این گمان باشد

کدام دلو فرو رفت و پُر برون نامد/زچاه،یوسف جان را چرا فغان باشد

دهان چو بستی از این سوی،آن طرف بگشا/که های و هوی تو در جو لا مکان باشد

یک با یک برابر نیست...

      

معلم پای تخته داد میزد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسیها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان

تساویهای جبری را نشان می‌داد....



 

 

ادامه نوشته

خواندن فکر شما

خواندن فکر شما از پشت شیشه مانیتور...

 چند ثانیه ای دیگه چیزی رو میبینید که نمی تونید  باور کنید...

هیجان به اوج خودش میرسه، مواظب باش...


کلیک کنید!

ریتالین

 

ریتالین، در کمین دانش‎آموزان شب‌امتحانی

سلامت - دانش‌آموزان از ریتالین برای شب‌بیداری‌های امتحانی استفاده می‌کنند اما این دارو عوارضی آزاردهنده دارد.

پروانه حجت: این روزها در بسیاری از مقالات و اخبار خارجی سخن از استفاده بیش از حد داروهای محرکی همچون «ریتالین» در میان دانش‎آموزان و دانشجویان است؛ دارویی که بدون توجه به موارد صحیح استفاده از آن، بدون نسخه یا تجویز پزشک خریداری می‎شود.

گزارش‎ها نشان داده‎اند که سوءمصرف آن عوارض جانبی ناخواسته‎ای نیز به‎جا می‎گذارد. آنچه در این میان ذهن بسیاری از افراد به‎خصوص والدین و مربیان را مشغول می‎سازد این است که آیا در ایران هم مصرف این داروها در میان محصلان متداول است؟ آیا اثرات جانبی آن خطرناک است و سوال‎های بسیار دیگری که شاید شنیدن پاسخ آن از زبان افراد صاحب‎نظر و متخصص خالی از لطف نباشد.

دکتر محمدعلی همتی، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نظر خود را راجع به ریتالین و نحوه عملکرد آن این‎گونه بیان می‎کند:« اصولا داروهایی همانند آمفتامین، دکستروآمفتامین و ریتالین داروهایی محرک هستند و ترشح دوپامین را زیاد کرده و تاثیر آن را در مغز بالا می‎برند، وقتی دوپامین زیاد می‎شود فرد احساس ازدیاد انرژی و کاهش خواب‎آلودگی و خستگی می‎کند. در عین حال توجه و تمرکز فرد، البته به‎طور مقطعی بالا می‎رود»

عضو هیئت علمی دانشگاه با تاکید بر عدم استفاده خودسرانه از این دارو ادامه می‎دهد:«این دارو وابسته به دوز است یعنی اگر مصرفش زیاد شود ممکن است اثرات جانبی متعددی درپی داشته باشد همانند بی‎قراری،بی‎خوابی و لرزش اندام‎ها ،حتی در موارد شدید ایجاد نوعی جنون کرده و فرد دچار توهمات و گاهی هذیان می‎شود بنابراین موارد مصرف آن حتما باید با توصیه پزشک باشد.»

دکتر همتی در ادامه، موارد مصرف دارو را نام می‎برد: «ریتالین موارد مصرف دارویی در درمان کودکان مبتلا به بیش‎فعالی یاADHD دارد، همچنین در درمان افراد مبتلا به حملات خواب یا نارکولپسی که گاهی همراه با فلج عضلانی است نیز به‎کار می‎رود؛ از دیگر موارد مصرف آن درمان بعضی از انواع افسردگی‎ها است. بنابراین این دارو اگر صحیح و به‎جا و بنا به تشخیص پزشک و روان‎پزشک مصرف شود کارایی خوبی دارد و نباید دیدگاه بدی به آن داشت.»

این پزشک تاکید می‌کند: «مهم این است که سرخود مصرف نشود. یکی از نگرانی‎های موجود درمورد سوء‎مصرف این دارو، خطر ایجاد وابستگی در فرد است، بنابراین دانشجویان باید توجه داشته باشند که برای افزایش توجه و تمرکز از آن استفاده نکنند و در نظر داشته باشند که این دارو در افراد مختلف تاثیرات متفاوت دارد یعنی در بعضی از افراد نه‎تنها ایجاد تمرکز نمی‎کند بلکه باعث ایجاد حواس‎پرتی و اختلال در توجه و تمرکز نیز می‎شود.»

دکتر همتی در پایان خاطرنشان ساخت که در ایران هم موارد مصرف خودسرانه این دارو دیده می‎شود به‎خصوص میان دانشجویان و دانش‎آموزان، ولی آمار دقیقی در این خصوص در دست نیست، وی گفت: «آنچه مسلم است خوشبختانه هنوز در ایران مصرف آن میان محصلان متداول نشده است و خانواده‎ها با نظارت بر دوستی‎ها، رفتار و عملکرد فرزندان می‎توانند تا حد زیادی از بروز چنین وقایعی پیشگیری کنند.»

دکتر کتایون خوشابی، فوق تخصص روان‎پزشکی کودکان و عضو هیئت علمی دانشکاه علوم بهزیستی و توان‎بخشی که تجربیات ارزنده‎ای در درمان کودکان مبتلا به بیش‎فعالی دارد این دارو را تایید شده و مفید در درمان این کودکان دانسته و می‎گوید: « ریتالین اگربه‎صورت طبی و نسخه‎ای برای کودکان بیش‎فعال مصرف شود؛ صورتی علمی و قانونی دارد ولی متاسفانه خیلی از اوقات به صورت خودسرانه برای ایجاد تمرکز و توجه و مقابله با خواب استفاده می‎شود؛ حتی در کشور خودمان نیز گاهی دیده می‎شود که برخی از دانشجویان، به‎خصوص دانشجویان رشته‎های علوم پزشکی که با این دارو آشنا هستند آن را بدون توجه مصرف می‎کنند.»

خوشابی از این موضوع ابراز خوشحالی می‌کند که «البته هنوز مصرف آن در میان دانشجویان ایرانی رواج نیافته است. خصوصیتی که این داروها دارند، ایجاد وابستگی به مرور زمان است. بنابراین تنها توسط پزشکان و روانپزشکان باید تجویز شود و به دانشجویان توصیه می‎شود که به اثرات موقتی این داروها توجهی نکنند زیرا خطرات سوء‎مصرف آن گاه جبران ناپذیر است.»

 

دوست

دوست ...

 گمانم من شما را دوست...

حسي غريب و آشنا را دوست...

نه نه! چه مي گويم فقط اين که

آيا شما يک لحظه ما را دوست؟

منظور من اين که شما با من...

من با شما اين قصه ها را دوست...

اي واي! حرفم اين نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجيب پيشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور مي آيد صداي پا

حتی همين پا و صدا را دوست...

اين بار ديگر حرف خواهم زد

 گمانم من شما را دوست...

 

2بیتی

 

۲بیتی های خود را برای ما ارسال کنید.


 

روزي که دلم پيش دلت بود گرو

دستان مرا سخت گرفتي که نرو

حالا که دلت بر دگري مايل شد

کفش کج ما راست نمودي که برو


 

دي كوزه گري بديدم اندر بازار

بر پاره گلي لگد همي زد بسيار

وان گل به زبان حال با او مي گفت

من همچو تو بوده ام مرا نيكو دار


چشم برهم نزنم گر تو به تيرم بزني

ليك ترسم كه بدوزد نظر از روي توام(سعدي)


چو به دوست دل سپردم به خود اين گمان نبردم

كه نه بخت وصل دارم نه تحمل جدائي(دكترصدارت)


برق را در خرمن مردم تماشا كرده است

آنكه پندارد كه حال مردم دنيا خوش است(صائب)


 

او شراب بوسه مي خواهد ز من

من چه گويم قلب پر اميد را

او به فكر لذت و غافل كه من

طالبم آن لذت جاويد را(فروغ فرخزاد)


در قبول زندگاني اختيار از من نبود

چون گل صحرا ز گلشن بر كنار افتاده ام(ابوالحسن ورزي)


در اين وادي كه با من سايه ي من سر گران دارد

چه سازم تا دليل روح سرگردان من باشي؟(مشفق كاشاني)

 


گفتم خموش (آري) و همچون نسيم صبح

لرزان و بي قرار وزيدم به سوي تو

اما تو هيچ بودي و ديدم هنوز هم

در سينه هيچ نيست بجز آرزوي تو(فروغ فرخزاد)

 



 

آبجی و داداش اینترنتی !!

یه پسری ... تیرش تو مخ زنی به سنگ می خوره , یا نمی خواد ریسک کنه و مستقیم پیشنهاد بده , یا  دختره اصلا acceptش نمی کنه , Yahoo! ID دختره رو از فیس بوکش برمی داره , بهش PMمی ده:

و یه چند روزی با همین روال ادامه می ده و سعی می کنه بعنوان آبجی داداش اینترنتی , باهاش صمیمی تر و صمیمی تر شه !!! :

شایان ذکر است که ...  تو این مرحله تو فیس بوک همدیگه بعنوان Sister/Brother درج شدن تو قسمت Family !

یه روزی از همون روزا (!) آقا پسر داستان ما حس می کنه وقتش رسیده و می خواد مهسا خانومو که جای آبجیش دوستش داره و منظور دیگه ای بهش نداره , خیلی بی منظور !!! ببینه از نزدیک :

و ... یک ساعت بعد از قرار ملاقات حضوری , فوری میاد خونه تا onlineبشه و تا تنور داغه, بچسبونه ! :

و این بود جریان پشت پرده ی این آبجی داداش اینترنتی بازی ها ! به هر کی هم برخورد , نوش جونش ! هیچ پسر و دختری , امکان نداره بتونن کسی رو در حالی که داداش و خواهر واقعیشون نیست, مثل داداش و خواهر دوست داشته باشن! پس این بچه بازی ها رو بذارین کنار ! هر منظوری دارین (چه دختر چه پسر ) رک حرفتون رو بزنین . گرچه ... خیلی وقت ها هم جواب می ده این روش و طرفی که قصد شوم داره, به مقصد هم می رسه اتفاقا !

آزار

دختري خوابيده در مهتاب،

چون گل نيلوفري بر آب.

خواب مي بيند.

خواب مي بيند كه بيمارست دلدارش.

وين سيه رويا،شكيب از چشم بيمارش

باز مي چيند.

 

مي نشيند خسته دل در دامن مهتاب:

چون شكسته بادبان زورقي بر آب.

مي كند انديشه با خود:

                              از چه رو كوشيدم به آزارش؟

وزپشيماني،سرشكي گرم

مي درخشد در نگاه چشم بيدارش.

 

روز ديگر،

   باز چون دلداده مي ماند به راه او،

روي مي تابد ز ديدارش،

مي گريزد از نگاه او.

باز مي كوشد به آزارش...

مسابقه فرهنگي

 
 
 
 
 
 
 
 
از بين شركت كنندگان در  بخشهاي مختلف اين مسابقه، به قيد قرعه وبه ۳ نفر  از عزيزاني كه بهترين و بيشترين پاسخها را به سئوالات داده باشند ،جوايز ارزشمندي اهدا خواهد شد .
 
 
کافیست به وبلاگ زیر رفته و پاسخ های خود را در قالب نظر بیان کنید.یا روی لینک های بالا کلیک نمایید.
 
 با تشکر
 
 

دکتر شریعتی و ۱۶ آذر

 

روز ۱۶ آذر که با عنوان نامگذاری شده است برادر زن دکتر شریعتی به همراه دو نفر از یارانش در جلوی درب ورودی دانشگاه تهران شدند و دکتر شریعتی در باره آن روز چنین مینویسد:

 

«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند – همچون دیگران – کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید، بیاموزند، هرکه را می‌رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم که می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

 

 

ای تا پیاده نمانم ، سوارم نخواهی کرد. تا بی پناه نگردم پناهم نخواهی داد . تا نیفتم دستم را نخواهی گرفت…و می دانم مرا از رنج «داشتن » برهان ! اسماعیل من ارام و صبور جان بسپار!